خواجه نصير الدين الطوسي
520
اخلاق محتشمى ( فارسى )
و با دشمن خود از خديعت و مكيدت آن مقدار كه شرط كياست باشد رعايت كن ، و تضرع و تواضع [ را ] با او عدت عداوت ، و سلاح عناد ساز ، و اظهار رضا از او لازم شمار ، و طريق مجاملت مسلوك ( دار ) ، و منتهز فرصت باش ، [ تا ] آنگاه كه فرصت يا بى ، و بتمكن « 1 » و غلبت بر او واثق گردى ، آنوقت اعلان مخاصمت و افشاى كاشفت « 2 » كن ، تا بر او دست توانى يافت و مظنهء قدرت و نصرت « 3 » باشد . ( شعر : ) يقول لك العقل الّذى بيّن الهدى * اذا انت لم تدرأ عدوّا فداره و قبّل يد الجانى الّذى لست واصلا * الى قطعها و انظر سقوط جداره [ 16 پ ] و زينهار كه باظهار نفرت و مجانبت و آشكارا كردن توقى و محاذرت « 4 » ، دشمن را از خود تحذير « 5 » نكنى ، و مستشعر و محترز نگردانى ، كه اگر برين طريق روى ، و خصم بر عزيمت خصومت تو مطلع و واقف باشد ، معاندت و مخاصمت ترا مستعد و متشمر گردد ، و اهبت و عدت خود بسازد ، و از تو احتياط و حذر پيش گيرد ، و بر سر حزم باشد . و يقين شناس كه قبول و استعمال اين مواعظ كه گفتم رأى تو صايبتر گرداند ، و بر نجح غرض و حصول مطلوب يارى دهد . ( 18 ) اى پسر ! كارهاى بزرگ و تحمل اخطار در اكتساب منفعت حقير و خرد شمار .
--> ( 1 ) - ص : ممكن . ( 2 ) - خ : مكاشحت . ( 3 ) - خ : بصيرت . ( 4 ) - خ : لوم و محاورت . ( 5 ) - خ : تحذر .